تبليغاتX
نورستان
متن شماره 12
بسم الله الرحمن الرحیم


اللهم صل علی محمد و آل محمد

یکی از پیران طریقت فرمود : با عارفی بزگوار در سفری بودم - به منزلی فرود آمدیم شیری بیامد و نزد ما بخفت ! من از بیم برخاستم و بر درختی شدم و تا بامداد بر شاخ درخت می بودم ! ولی عارف بخفت و از شیر نهراسید - روز دیگر به منزل دیگر فرود آمدیم شب پشه ای بر او نشست و تا بامداد از آزار پشه می نالید ـ او را گفتم ای شیخ دوش از شیر به آن عظمت باک نداشتی و نیندیشیدی ! امشب از پشه ای به این ضعیفی چرا چنین ناله کنی ؟ گفت : دوش مارا از خود فرا گرفته بودند واز خود ربوده و رقم نیستی بر صفات ما کشیده و از خود بیخود گشته بودم و به حق قائم شده بودم ! ولی امشب ما را به ما باز دادند تا پشه ای بدین ضعیفی ما را به ستوه آورد .

خداوندا به حق محبان درگاهت مرا ببخش و راضی باش

اللهم صل علی محمد و آل محمد


نوشته شده توسط شیدا در 12:18 | | لینک به این مطلب
متن شماره 11

بنام حضرت دوست

سلام و درود خداوند بر حضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت

از آثار حضرت علی بن ابی طالب ( ع ) بیاورند که :

وقتی در جنگی تیری به وی رسید که پیکان اند استخوان بماند ...جهد بسیار بکردند

جدا نشد ...گفتند تا گوشت و پوست برندارند این پیکان جدا نشود ...بزرگان و فرزندان

 او گفتند : اگر چنین است باید صبر کرد تا در نماز شود...که در حال نماز او را چنان بینیم

که وی را از این جهان خبری نیست ... پس صبر کردند تا نماز آغاز کرد ...در آن حال

گوشت وی را برگرفتند و واستخوانش را شکستند تا پیکان بیرون آمد...چون نماز انجام شد

فرمود : مرا دردی اندک است و آسانتر ...گفتند ما در وقت نماز با تو چنین کردیم وتو را خبر

نبود ... فرمود : اندر آن ساعت که من با خداوند در راز و نیازم اگر تیغ بر من بارد یا جهان زیر

 و رو شود مرا از لذت مناجات از روشنی و از جهان خبری نبود .

((( خداوندا به حرمت حضرت حیدر کرار مرا ببخش و راضی باش )))

سلام و درود خداوند بر حضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت


نوشته شده توسط شیدا در 10:49 | | لینک به این مطلب
متن شماره 10

بنام حضرت دوست

سلام و درود خداوند بر حضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت

از عارفی پرسیدند : آدم در بهشت کامل تر بود یادر دنیا ؟

گفت : در دنیا - چون در بهشت در تهمت خود بود و در دنیا در تهمت عشق -

پس گمان مبر که این از خواری آدم بود که او را از بهشت راندند -

آن از علو همت آدم بود که متقاضی عشق به در سینه ی آدم آمد

وجمال معنی بر او کشف کرد - آدم جمالی دید بینهایت زیبا - که

جمال هشت بهشت در جنب آن ناچیز بود  - همت بزرگ وی دامن

او را بگرفت که اگر عشق خواهی باخت در این درگه باید باخت .

فرمان آمد ای آدم حالا که قدم در کوی عشق نهادی از بهشت بیرون شو که این سرای راحت است و

عاشقان را با سلامت چه کار ؟ که همواره عاشقان در حلقه ی دام بلایند.

((( خداوندا به حق حرمت عاشقان و محبوبان درگاهت مرا ببخش و راضی باش )))

سلام و درود خداوند بر حضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت


نوشته شده توسط شیدا در 10:20 | | لینک به این مطلب
متن شماره 9

بنام حضرت دوست

سلام و درود خداوند بر حضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت


پیر طریقت فرمود : خدایا، گاه میگویی : فرود آی ، گاه میگویی : گریز

 

گاه فرمایی :  بیا ، گاه گویی : پرهیز، خداوندا ، این نشان قربت است؟

 

یا محض رستاخیز ؟ هرگز بشارت ندیدم تهدید آمیز ! ای مهربان بردبار

 

ای لطیف نیک یار ، آمدم به درگاه ، خواهی به ناز دار ، خواهی خواردار


سلام و درود خداوند بر حضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت

 

نوشته شده توسط شیدا در 14:7 | | لینک به این مطلب
متن شماره 8

بنام حضرت دوست

سلام و درود و صلوات خداوند بر حضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت


از عارفی بزرگوار پرسیدند : آدم و ابلیس هر دو در بهشت گناه کردند ....

چه شد که آدم بخشوده و ابلیس ملعون شد ؟

گفت : گناه آدم از شهوت بود وگناه ابلیس از عُجب و تکبر بود...

و عُجب و تکبر در نزد خداوند بخشش پذیر نبود.


سلام و درود و صلوات خداوند بر حضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت

نوشته شده توسط شیدا در 17:24 | | لینک به این مطلب
متن شماره 7

بنام حضرت دوست

سلام و درود و صلوات خدا بر حضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت


یکی از اولیا فرمود :شرم حصار دین است ...ومایه ی ایمان ویقین

و نشانه ی کرم -  و مردم در این مقام سه دسته اند:

غافلان - عاقلان  و عارفان ......

غافلان از مردم شرم دارند و آنان ستمکارانند....

عاقلان از فرشتگان شرم دارند و آنان مقتصدانند....

وعارفان از حق شرم دارند و آنان سابقانند.


سلام و درود و صلوات خدا بر حضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت

نوشته شده توسط شیدا در 22:5 | | لینک به این مطلب
متن شماره 6

بنام حضرت دوست

درودو سلام و صلوات خداوند بر حضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت

یکی را مهر بیگانگی بر دل نهادند تا در کفر بماند ـ

یکی را مهر سرگردانی بر دل نهادند تا در فترت بماند ـ

آن بیگانه استرانده وراه گم کرده واین بیچاره استدر راه مانده وبه غیر دوست از دوست وامانده

نه هر که از کفر برست به حق پیوست - وی آن کسی ست که از خود برست -چه اوکه از کفر

 برست به آشنایی رسید واو که از خود برست بدوستی رسید...واز دوستی تا آشنایی هزار

منزل است واز دوستی تا به دوست هزاران وادی.

درودو سلام و صلوات خداوند بر حضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت

 

 

نوشته شده توسط شیدا در 18:13 | | لینک به این مطلب
متن شماره 5

بنام حضرت دوست

سلام و درود وصلوات خداوند بر حضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت

 

رحمتی کن بر دل خلق و برون آی از حجاب

تا شود کوته ز هفتاد و دو ملت داوری !!!

 

در صحیفه دوستی نقش خطی ست  که جز عاشقان ترجمه آن نخوانند

ودر خلوتخانه ی دوستی میان دوستان رازی ست که جز عارفان ندانند

ودر نگار خانه دوستی رنگی ست از بی رنگی که جز والهان و مشتا قان نبینند


تا با موسی (ع) هزاران کلمه به هزاران لغت برفت با محمد (ص) در خلوت (او ادنی)

بر بساط انبساط این راز برفت - آن کلمه ها با موسی (ع) در حجاب برفت

واین راز با محمد (ص) در عیان ـ موسی (ع) سخن ها و خبر ها شنید و

گوینده را ندید ...محمد (ص) راز را شنید و در راز دار می نگرید

موسی (ع) به طلب نازید که در طلب بود ...محمد (ص) به دوست نازید که در حضرت بود

موسی(ع) لذت مشاهده نیافته و ذوق آن ندانسته واز سمع و ذکر فراتر نشده بود

محمد (ص) از حد سمع به نقطه جمع رسیده بود ...جان در سر عیان شد و عیان از بیان دور

 

و اما

عروس حضرت قرآن نقاب آنگه بر اندازد

که دارالملک ایمانرا مجرد یابد از غوغا

 

خداوندا به حق محبانت مرا ببخش و راضی باش

 

سلام و درود وصلوات خداوند بر حضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت


نوشته شده توسط شیدا در 22:46 | لینک به این مطلب

بنام حضرت دوست که هرچه داریم از اوست و آنچه نداریم مصلحت اوست


سلام و درود و صلوات خداوند بر حضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت

اهل دلی گوید: خدایا گر زارم در تو زاریدن خوش است

ور نازم به تو نازیدن خوش است ـ 

خداوندا شاد به آنم که سر بر درگاه تو میزارم

به امید آنکه روزی در میدان فضیلت به تو نازم

یک نظر در من نگری تا

دوگیتی به دور اندازم..........

گلها که من از باغ وصالت چیدم

درها که من از نوش لبت دزدیدم

آن گل همه خار گشت در دیده من

وان درُ همه از دیده فرو باریدم


سلام و درود و صلوات خداوند بر حضرت محمد  مصطفی باد تا ابدیت

 

 

نوشته شده توسط شیدا در 22:20 | لینک به این مطلب
بنام حضرت دوست

سلام و درود و صلوات خداوند برحضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت


 

یکی از عارفی پرسید: زکات ۲۰۰ دینار چند دیناره ؟

 گفت : این سوال رو برای خودت میپرسی یا برای من ؟

گفت : مگر زکات دادن من و تو فرق داره ؟

گفت : اگه تو بدی زکات اون ۵ دیناره واگه من بدم ـ همه ۲۰۰ دیناره !!!

آنها که زکات دادند گویند :بار خدایا به آنچه ما دادیم از ما راضی وخشنود هستی ؟؟؟

ولی آنها که تمام مال دادند خداوند به آنان میگوید : از این انفاق که کردی از ما راضی هستی؟؟؟

ببین تفاوت میان دو رضایت از کجاست تا کجا ؟؟؟

خداوندا به حق محبانت مرا ببخش و راضی باش .


سلام و درود و صلوات خداوند بر حضرت محمد مصطفی باد تا ابدیت

٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

نوشته شده توسط شیدا در 12:18 | | لینک به این مطلب